حسن سيد اشرفى

16

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

سالبه يعنى خصوصيّت در مفهوم ، لازمهء خصوصيّت در منطوق مىباشد . 3 - با توجه به تعريف و تحليل مفهوم به نظر مصنّف ، تعريف صحيح مفهوم ، چه بوده و نقض و ابرامهايى كه به اين تعاريف شده را چگونه مىدانند ؟ ( فصحّ ان يقال . . . كما فى التّفسير اللّغوىّ ) ج : مىفرمايد : با توجه به مطالب گذشته ، صحيح است كه در تعريف مفهوم گفته شود : مفهوم ، عبارت از حكمى است كه مذكور نمىباشد . « 1 » نه آنكه حكم براى موضوعى باشد كه ذكر نشده است آن‌طورى كه بعضى همين تفسير را از مفهوم داشته‌اند . « 2 » به اين تعريف نقض و ابرامهايى بين بزرگان صورت گرفته « 3 » كه قبلا هم گفته‌ايم ؛ از آنجا

--> ( 1 ) چه حكم انشايى و يا اخبارى . مثلا حرمت اكرام زيد در صورتى كه نيايد ، حكمى است كه در منطوق كلام نيست . بلكه آنچه در منطوق بود عبارت از وجوب اكرام زيد در صورت آمدنش مىباشد . ( 2 ) ابن الحاجب در « منتهى الوصول و الامل / 147 » مفهوم را چنين تعريف كرده است : « المفهوم ما دلّ عليه اللّفظ لا فى محلّ النّطق » و عضدى در شرحش بر « مختصر ابن حاجب 1 / 306 » و نيز شوكانى در « ارشاد الفحول 1 / 178 » در تفسير كلام ابن حاجب گفته‌اند : يعنى « المفهوم حكم لغير مذكور » يعنى مفهوم حكمى است براى موضوعى كه در منطوق نيامده است . مصنف اين تفسير را ردّ مىكند . زيرا موضوع كه عبارت از « زيد » بوده در منطوق به آن تصريح شده است . ( 3 ) - نهاية الدّراية 1 / 605 - نهاية الافكار 1 / 469 - مطارح الانظار / 167 - قوانين الاصول 1 / 167 - الفصول الغروية / 145 . زيرا ابن حاجب از آنجا كه نظر به مفهوم موافق داشته و در مفهوم موافق مثلا ضرب و شتم كه موضوع حرمت بوده در منطوق « و لا نقل لهما اف » كه حرمت افّ مىباشد وجود ندارد ، مىگويد : اين تعريف ، جامع افراد نيست . چرا كه در جملات شرطيّه مثل « إن جاءك زيد فاكرمه » مفهومش عبارت از حرمت اكرام زيد در صورت نيامدن است . و موضوع در مفهوم كه زيد بوده عينا در منطوق ذكر شده است . مانع اغيار نيز نمىباشد . چرا كه موجب مىشود ؛ جملاتى مثل « و اسأل القرية » داخل در مفاهيم شوند . زيرا « اسأل » يعنى وجوب سؤال كه حكم است براى موضوعى است كه در كلام نيامده است . زيرا به دلالت